محمد بن حسين رازي

430

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي )

حشر كند بر انفراد از دور ، و نزديك چون دردمند در صور ، و نقر كنند ناقور ، زمين روشن كند به نور ، پند داد واعظ ، و بيدار شد خفته ، و بديد نگرنده ، و سخن گفت و گوينده . واى بر آنكه از حق روشن فرو گردد ، و انكار روزگار محشر كند در روز فصل و ميزان عدل . پس رو با صحابه [ گ 13 ] رسول كرد ، گفت : ايمان آورد از سر علم پيش از مبعث ، چنان كه من آوردم . اشارت به مردى كردند ، گفتند : اين صاحب و طالب او بوده است از روزگار پيشين و در ميان ما بهتر ازو نيست ، و نه فاضل‌تر ازو . بنگريستم ، پيرى نورانى بود . در پيشانى وى پديد بود كه ممارست علم و حكمت كرده است . او را نمىشناختم . گفتم : چه كسى است ؟ گفتند سلمان فارسى رضى اللّه عنه ، صاحب برهان عظيم و شأن قديم . سلمان گفت : چگونه بدانستى او را پيش از آنكه نزد او آمدى اى عبد قيسى . نظر با رسول كردم روى وى ديدم كه مىفروخت مثل نور از شادى . گفتم يا رسول اللّه ، قس ، عظيم تفحص زمان تو مىكرد ، و از آيات تو خبر مىداد ، و آواز مىكرد به نام تو و نام‌هاى چند كه آنها را نزد تو نه ، مىبينم ! و نه در ميان اين‌هااند كه تبع تو شده‌اند . سلمان گفت : ما را خبر ده . من ايشان را خبر مىدادم ، و رسول ( صلعم ) مىشنيد و قوم گوش فرا كرده بودند و آن را نگه مىداشتند . گفتم : يا رسول اللّه ، قس را ديدم كه بيرون آمد از محفلى آباد ، به موضعى فراخ رفت كه آنجا درخت و خار بسيار بود در شبى كه روشن بود مثل روز ، بايستاد ، گليم در خود پيچيده ، و گرفته ، و روى به آسمان كرده ، انگشت برداشته ، نزديك وى رفتم . شنيدم كه مىگفت : اللهم رب هذه السبعة الارفعة الأرضين الممرعة و بمحمد الثلاثة المحامدة معه و العليين الاربعة و سبطية التبعة و الاربعة المفرعة السوى اللامعة و سمى الكليم الصرعة أولئك النقباء الشفعة و الطريق المهيعة درسة الانجيل و حفظة التنزيل على عدد النقباء من بنى اسرائيل محاماة الاضاليل اصاق الاباطيل الصادقون القيل عليهم تقوم الساعة و بهم تنال الشفاعة ، و لهم من اللّه فرض الطاعة .